به گزارش مفدا شاهرود، کامبیز درمبخش(۱۳۲۱-۱۴۰۰) کاریکاتوریست و طراح گرافیکی بود. از آثار او در ایران کتابهایی منتشر شده است، از جمله کتاب مینیاتورهای سیاه. این کتاب حاوی ۴۸ قطعه گزیده از کاریکاتور-مینیاتورهای درمبخش در طول دوران کاریاش است. همانطور که از قسمت «سیاه» نام کتاب مشخص میشود روایتگر دورانهای تاریک و سیاه این سرزمین است. سرزمینی که مردمانش گاهی دستخوش حملات بیگانه میشد و گاهی هم به خودزنی دست میزد. در ادامه بخشهایی از مقدمهی جواد مجابی بر کتاب مینیاتورهای سیاه و ۴ قطعه برگزیده از کاریکاتور-مینیاتورهای کتاب میآید:
کاریکاتور معمولا تاریخ مصرف دارد، مضمونی طراحی میشود برای واقعهای معین در زمانی معین، ثبت غلوآمیز حرکتی، مضمونی، رابطهای است که «امروزه روز» مورد توجه همگان است. روزنامه که به گزارش روز و بازتاب وقایع نظر دارد، کاریکاتور را نیز چون مقالات هم جوارش در هاضمهی خود درج میکند و پس از چندی با خود به گورستان تاریخ میبرد. گورستانی که گاه محققان و تاریخنگاران از آن عبوری شتابزده و بیهیجان دارند. «کامبیز» نیز چون بسیاری از طراحان همکارش، کاریکاتورهای باب روز داشته است. طرحهایی که پیآیند مقالهای، فکری، حادثهای مهم بوده و فقط آن ایام به دل، خوش نشسته است. بعد اگر از خاطر رفت غمی نیست. وقتی که روزان و شبان ما در فراموشزار فرو میرود هر چه با آن عمر ناپدید همراه است، هرچند عزیزترین باشد از دل و دیده خواهد رفت. اما کسی که در روزنامه کار میکند و کار روزانهاش بهانهی معاش و گذران عمر است، اگر رند و آخربین باشد چیزهایی را از قوت روزانهاش، از کارکرد ناگزیر شغلیاش میدزدد و انبار میکند، از زخمزد ثانیهها و سالها دور نگه میدارد، به شرط آنکه ذخیره بتواند زنده و با طراوت بماند و غبار زمان، سیاه و تباهش نکند. البته این دیگران؛ مخاطباناند که با به یاد سپردن چنین آثاری آنها را دوام میبخشند. «مینیاتورهای سیاه» چنین وضعیتی دارد؛ با طراوت و پرمعنا مانده است. این خیالها و طرحها از تولدشان تا روزگار ما -که بسیار حادثات بر ما و جهان ما گذشته - دوام آورده است و باشد که باز هم روزگارهای دور و دیری را تاب آورد. چرا که گوهری با خویش دارد که گذر زمان آن را نامرتبط و بیاعتبار نمیکند...

این مجموعه (مینیاتورهای سیاه) نه به خاطر بازسازی نگارگریهای قدیمی ایران پدید آمده، نه صرفا براساس مضمونپردازی و هزالی یا پراکندن ماجرایی خبری و اخباری شکل گرفته است. اکنون که به این چهل و چند طرح پیش رو مینگرم، تلخ-خندههای طراح را از عمق چنان فاجعهی خندستانی همیشگی میشنویم، آن فرهنگ و منطقهاش را باز میشناسیم و داوریهای شوخ چشمانهی او را با نگرهها و انگارههایش پیش نظر میآوریم...

هنرمند، تصویرگر فاجعهی همیشگی ملتهای مقهور، انگشت بر همان زخم خونبار تاریخی نهاده که قرنها ما را بیرمقتر از سایه کرد و اکنون سایهی جان گرفته را زنهار میدهد که مبادا این بار از عرصه محوش کنند. مرثیهای تاریخی برای ساکنان جغرافیایی که به درازای سلسلهی آگاهی ما گذرگاه فاتحان سفّاک گشته است. طراح با شفقت در چهرهی مظلومان و ستمدیدگان نظر میکند که مبهوت این همه شقاوت و نامردمی هستند با چنان تعجب و حیرتی که انگار برای نخستین بار است از این دست و بازو زخم میخورند...

برای دیدن و دریافتن «مینیاتورهای سیاه» نه نیاز به توصیف معانی آن است و نه ضرورتی به وررفتن با چم و خمهای قلمگیری و ترکیب کارها. «مینیاتورهای سیاه» خود با بیننده تماس میگیرند تا حد استطاعت اندیشگی و خیال ناظر، اگر وصف این کارها با کلمات میسر بود با لفظ میگفتندش نه با خطوط، اما میتوان خلاصه گفت که او خط را چون جادوگران به کار میبرد؛ با اختصار حیرتانگیز نشانهگذاران و سرشاری معانی آشکار و پنهان برای بیان هرچه گفتنی و ناگفتنی.

تهیه کننده: عارف نظری، عضو سرویس فرهنگی مفدا شاهرود
ارسال نظر